تبليغاتX
نشان عشق
نشان عشق
معيني كرمانشاهي و شاهکارهایش

معيني كرمانشاهيرحيم معيني كرمانشاهي (متولد:۱۵/۱۱/۱۳۰۴) در کرمانشاه، ترانه سرا و شاعر و داراي سابقه كار ادبي از سال هاي ۱۳۲۰  مي باشد. در سالهاي نوجواني به هنر نقاشی روی آورد و در این فن به چیره دستی قابل توجهی رسيد. وي مؤسس و  مدير روزنامه «سلحشوران غرب» درسال هاي ۱۳۳۲-۱۳۲۸ بود و در قالب جريان‌هاي ملي گرايانه وارد عرصه‌هاي ادبي و مطبوعاتي با رنگ و بوي سياسي شد. مقالات تحليلي او، دستگيري، بازداشت و محاكمه را در پي داشت كه عاقبت موجب تبعيد به قلعه فلك الافلاك در خرم آباد گرديد.

ترانه سرايي را از اوايل دهه ۱۳۳۰ ضمن كار در راديو تهران آغاز كرد و بر روي آهنگ شصت و دو آهنگساز ،چهارصد ترانه سرود كه بيش از نيمي از آنها را مي‌توان به عنوان ترانه‌هاي ماندگار و جاودان موسيقي ايران به شمار آورد. ايشان واردكننده مضمون هاي تازه و تأكيد برتصويرسازي درترانه سرايي مي‌باشد كه از آثار او مي‌توان به: 

عشق خود حاشا مكن، كودكي، نگرانم، رفتم كه رفتم، آشفته حالي، بازگشته (آهنگ ها ازعلي تجويدي)، شب زنده داري، خواب نوشين و طاووس(آهنگ‌ها ازپرويزياحقي)، ازتو گذشتم (آهنگ ازحبيب الله بديعي)، ميناي شكسته، طاقتم ده،اشك وآه (آهنگ‌ها از همايون خرم) و اي لاله صحرايي، آيين وفا، تو بخوان، از شهر شما مي روم (جواد لشگري) وديوان اشعار «اي شمع‌ها بسوزيد» و«خورشيد شب»، كتاب هاي «فطرت» و «دوره تاريخ ايران»(منظوم) اشاره كرد.

معيني كرمانشاهي سالها پيش در مصاحبه‌اي گفته بود: ترانه هايي كه ساختم هيچكدام بر اساس شرط و و وظيفه اي نبوده زيرا من در تمام عمرم مطلقا بابت ترانه و ترانه سرايي پولي از محل يا شخصي دريافت نكردم، و همه كارهايم جنبه روحي و جوشش شاعري داشته، من هرگز شعر نساختم بلكه شعر مرا ساخته، زيرا ترانه يكي از شاخه هاي بسيار پربار و پر زحمت شعر فارسي است و علاوه بر آنكه شاعر بايد در كارش ورزيده باشد تا بتواند ترانه سراي خوبي باشد بايد علاوه بر تمام شرايط شاعري اسير حالات متفاوت آهنگ نيز باشد و بايستي روي آهنگهاي ساخته شده ايراني زبان گويايي پياده كند كه بتواند بيان كننده معاني آهنگ باشد. البته اين نوع ترانه سرايي با فرم ترانه هايي كه اخيرا به صورت دوبيتي‌هاي متداول قبلا مي سازند و بعد آهنگ روي آن مي گذارند فرقي بنيادي و اساسي دارد كه كار هر شاعري نيست و بسياري از شعراي ارجمند در اين زمينه تجربه كرده اند و خودشان اقرار به مشكل بودن كار و ناموفق شدن خود داشته اند، بهر صورت هر زمان كه من حالت آماده اي براي ساختن ترانه اي داشتم، هرگز در صدد پركردن سيلابهاي آهنگ نبودم و بدنبال سوژه‌ها مي ‌گشتم تا بتوانم براي شنوندگان باذوق و جامعه هنري اثري روسپيد كننده تقديم كنم.(با تشكر از سايت ايران اولد)

او بيش از ۱۷ سال است كه همتي جانانه را صرف سرودن ديواني پرحجم و تاريخي به نام شاهكار كرده است.اين كتاب رويكرد شاعرانه از تاريخ ايران است كه به سبك و اسلوب شاهنامه فردوسي سروده شده است .تا كنون ۷ جلد اين كتاب از سوي انتشارات سنايي به بازار كتاب عرضه شده است كه قريب به ۱۴۰ هزار بيت تا كنون سروده‌ شده است.

به گفته استاد معيني كرمانشاهي اين كتاب تاريخ ايران را بعد از زماني كه حكيم ابوالقاسم فردوسي در شاهنامه به پايان رساند روايت مي‌كند.

در سالروز تولد اين هنرمند برجسته، تصنيف زیبای "رفتم كه رفتم" در همايون(شوشتري) كه در سال ۱۳۳۵ ساخته شده است را با دو اجراي زیبا از خانم مرضيه و عليرضا افتخاري(با همكاري وهنرمندی مرحوم ميرزاده و سامان احتشامی) که بسیار زیبا بازخوانی و بازسازی شده است را برايتان آماده كرده ام.

دوستان عزیز یکی از دلایل انتخاب این اثر این است که بعد از فوت مرحوم استاد تجویدی از قول همسر ایشان مطلبی را خواندم به این شرح:

"آخرین بار حدود چهار سال پیش بود که تجویدی در اتاق خود ساز میزد و با صدای خود ترانه "رفتم که رفتم" را می خواند و اشک می ریخت . اندکی پس از آن بود که دیگر تجویدی در بستر بیماری افتاد و..."

روحش شاد ویادش گرامی.

از برت دامن كشان رفتم اي نامهربان
از من آزرده دل كي دگر بيني نشان
رفتم كه رفتم

از من ديوانه بگذر
 بگذر اي جانانه بگذر
هر چه بودي
هر چه بودم  ناگهان رفتم كه رفتم

شمع بزم ديگران شو
جام دست اين و آن شو
هر چه بودي
هر چه بودم  ناگهان رفتم كه رفتم

بعد از اين كن فراموشم كه رفتم
ديگر از دست تو مي نمي نوشتم كه رفتم

بادل زود آشنا
 گشتم از دامت رها
بي وفا بي وفا بي وفا
رفتم كه رفتم

من نگويم كه به درد دل من گوش كنيد
بهتر آن است كه اين قصه فراموش كنيد


عاشقان را بگذاريد بنالند همه
مصلحت نيست كه اين زمزمه خاموش كنيد

 

رفتم كه رفتم - با صداي خانم مرضيه

رفتم كه رفتم - با صداي عليرضا افتخاري

 

|+| نوشته شده توسط حمید در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 12:10 |

فردین کریم خاوری و آثارش...

فردين كريم خاوري در سال 1352 در سنندج به دنيا آمد. از سال 1361 به نواختن سه تار روي آورد و از استاداني چون محمدرضا لطفي و داريوش طلايي و... بهره برد. وي برادر كوچك مهرداد كريم خاوري نوازنده و مدرس دف مي باشد كه سالها با گروه شيدا همكاري داشته و ده سالي است كه سرپرست گروه دف نوازان مشتاق كه همگي از شاگردانش هستند، مي باشد. فردين فارغ التحصيل رشته موسيقي است. وي كه بيشتر از بيست سال است سه تار مي زند، استاد جهاد دانشگاهي است و مجموعه هايي هم روانه بازار كرده من جمله "دردي كشان" ، "باز باران" و "خروش بحر" (توليد مركز موسيقي حوزه هنري).

آلبوم دردي كشان(موسيقي بدون كلام) حاصل همكاري فردين كريم‌خاوري نوازنده سه‌تار و درش آنند طبلانواز هندي  و هنرنمايي مهرداد كريم خاوري است كه در واقع يك كار تجربي است كه بر پايه رديف موسيقي ايراني و ملودي‌هاي آن بنا شده است و توانایی چشمگیر فردین کریم خاوری در نواختن سه تار ، فضاهاي متنوعي را ايجاد كرده است. باز باران اثري است دلنشين با تصانيفي در مايه هاي شوشتري و اصفهان با صداي بامداد فلاحتي خواننده جوان كه چند سالي است نام وي را در كنار گروه استاد ذوالفنون مي شنويم. و آلبوم خروش بحر در حال و هوايي مذهبي با اشعار سعدي و محتشم كاشاني در فضاي چهارگاه و دشتي وافشاري با تنظيمي مناسب و یکدست و آوازهايي محزون از عليرضا افتخاري.

آنچه شايسته مي دانم در اينجا ذكر كنم تلاش حوزه هنري است كه در اين سالها براي انتشار موسيقي هاي فاخر در حد مطلوبي كمر همت را بسته و كنسرتهايي هم برگزار كرده كه البته اخيرا بر سر مجوز كنسرتها با وزارت ارشاد مشكلاتي پيدا كرد كه فعلا اين حركت تا حدي متوقف شده. و در اين ايام هم چندين اثر با حال و هواي عاشورايي منتشر كرده كه مجموعه اي از توليدات سالهاي گذشته تا كنون اين مركز بوده كه آثار زير از آن جمله اند...

خروش بحر(عليرضا افتخاري)، وداع(حسام الدين سراج)، ماه ني(اميرحسيم مدرس)، ذبح نور(عبدالرضا موسوي)، مرثیه آفتاب(آرش شهرياري)، ذوالجناح(خوانندگان نواحي ايران)، عطش و آتش(صادق آهنگران)، شعار شيعه(رضا رفيعي)، سر به ني(حسين عليشاپور)، قصه كربلا(قاسم مطهري)

 قطعه "خروش بحر" در چهارگاه با شعري از محتشم كاشاني و آهنگسازي فردين كريم خاوري و صداي عليرضا افتخاري كه با حال و هواي اين ايام هم نزديك است براي اين نوبت در نظر گرفته ام كه اميدوارم مورد توجه شما قرار گيرد. 

خروش بحر - عليرضا افتخاري

|+| نوشته شده توسط حمید در دوشنبه یکم بهمن 1386 ساعت 10:25 |